خانه های قدیمی رادوست دارم
16 فروردین · · بپر ادامه 💖
چایی همیشه دم بود
روی سماور
توی قوری
درخانه همیشه بازبود
مهمان ها دلیل وبرهان نمیخواست
غذاها ساده وخانگی بود
بویش نیازی به هود نداشت
عطرش تاهفت خانه میرفت
کسی نان خشکه نداشت نان برکت سفره بود
مهمان ناخوانده آب خورشت زیاد میکرد
بوی شب بوها وعطر شمعدانی ها وخاک نم خورده حیاط غوغا میکرد
خبری از پرده های ضخیم ومجلسی نبود نورخورشید سهمی ازخانه های قدیم بود